حسن حسن زاده آملى
54
دروس معرفت نفس (فارسى)
داده شود . اينك با اندك توجهى تصديق مىفرماييد كه اگر چه هيچ چيز در حدّ خود ناقص نيست و به نسبت با ديگرى اين ناقص و آن كامل است ، ولى ارزشى كه كامل دارد و قدر و رتبهاى كه عالى دارد براى ناقصدانى نيست ، مثلا ميوه تا بر درخت نرسيده است كسى دست به سوى آن دراز نمىكند و صنعتگرى كه در صنعت خود به كمال نرسيده است كسى به سويش نمىرود و يا اگر برخى نادانسته به او رجوع كردهاند براى بار دوم تركش مىگويند ، و آن صنعتگر در اجتماع رونق نمىيابد ، به قول جناب نظامى در نصيحت فرزند خود محمد نظامى در كتاب ليلى و مجنون : ميكوش به هر ورق كه خوانى * تا معنى آن تمام دانى در علم چو تو تمام گردى * نزد همه نيك نام گردى پالانگرى به غايت خود * بهتر ز كلاهدوزى بد خطّاطان بسى آمدند ، كجا آن شهرت ابن مقله و ياقوت مستعصمى و ميرعماد حسنى و نيريزى و درويش و گوهرشاد خانم و مريم بانو و اشباه آنان را يافتهاند . سخن سرايان بسيار در هر عصرى بودهاند و هستند ولى كجا آن شهرت جهانى فردوسى و سنايى و نظامى و ملّاى رومى و سعدى و حافظ و نظايرشان را پيدا كردهاند ، مىبينيد اين دو بيتيهايى كه از سوز سينهء بابا طاهر عريان چون شعلههاى آتش و چون آب زلال است چگونه جهانگير شده است و بسيارى از آنها به صورت ضرب المثل در زبانها ساير است ؟ و همچنين ديگر طبقات در هر دانش و هر فنى و در هر صنعت و هنرى ، آن كه به كمال رسيده است خواهان او بسيار بودند و خود توانست خدمت شايان به اجتماع كند و نام و اثر بزرگ از خود به يادگار گذارد ، آيا نه چنين است ؟ بنابراين شما فرزندان و دوستان گرامى من هم اكنون در پى تحصيل كمال بوده باشيد تا آتيهاى سعادتمند داشته باشيد زيرا كه باور كردهايد هر چيز تا به